میکروکتاب
    
    

    

    
    

    

استارتاپ ناب

ناشناخته

بخش ۱: چشم‌انداز

فصل اول - شروع

شکست خوردن

اریک رایس یک‌بار با شرکتی کار کرد که باور داشت میلیون‌ها نفر از محصول جدیدش استقبال خواهند کرد. این شرکت طرحش را بدون هیچ اشکالی اجرا ، زیرساخت‌های لازم برای کسب و کار را فراهم و کارمند‌های لازم را برای موج جدید مشتری‌های مورد انتظارش استخدام کرد. اما پس از اینکه محصول پر‌عیب‌شان را روانه‌ی بازار کردند، مشتری‌هایی که انتظار داشتند هرگز محقق نشدند و سرمایه‌ی بسیار زیادی هدر رفت. به این ترتیب شرکت با تلاش و دقت زیاد یک طرح معیوب را اجرا کرد و شکست خورد.

با وجود پیشرفت‌هایی که در کارآفرینی صورت گرفته است بسیاری از استارتاپ‌ها شکست می‌خورند. استارتاپ‌ها با سروصدای زیاد شروع می‌کنند اما خیلی زود شکست می‌خورند و ناپدید می‌شوند. محصولات جدید با زحمت بسیار زیادی ایجاد می‌شوند اما در نهایت هیچ کس از آنها استفاده نمی‌کند. این نوع شکست خوردن باعث اتلاف حجم زیادی از زمان، پول، انرژی و استعداد می‌شود. روش استارتاپ ناب از یک رویکرد سیستماتیک برای نوآوری استفاده می‌کند که خطر شکست خوردن را کاهش می‌دهد.

پرتاب یک راکت فضایی در برابر راندن یک خودرو

پرتاب یک راکت فضایی عملیات بسیار دشواری است که نیازمند برنامه‌ریزی بسیار دقیق و تنظیمات بسیار زیادی است. کوچک‌ترین اشتباه در محاسبات می‌تواند منجر به فاجعه شود. در مقابل راندن یک خودرو مستلزم کنترل مداوم است. گاز دادن، چرخاندن فرمان و ترمز گرفتن به موقعیتی که فرد در آن قرار دارد بستگی دارد. یک گردش اشتباه منجر به فاجعه نمی‌شود، بلکه راننده خیلی ساده مسیرش را اصلاح می‌کند و دوباره به مسیر درست باز می‌گردد.

متاسفانه بسیاری از استارتاپ‌ها مانند یک راکت فضایی عمل می‌کنند. آنها زمان بسیار زیادی برای ساختن یک محصول صرف می‌کنند و طرح‌های کسب‌وکار طولانی مدت می‌نویسند. آنها صبر می‌کنند تا محصول‌شان پیش از اینکه وارد بازار شود بی‌نقص باشد و ارائه‌ی محصول زمانی شکست می‌خورد که آنها می‌فهمند فرضیات‌شان درباره‌ی مشتری، محصول یا بازار اشتباه بوده است. استارتاپ‌ها به جای اینکه طرح‌های پیچیده با فرضیات زیاد ایجاد کنند باید همچون هدایت یک خودرو رفتار کنند و به طور مداوم خود را با بازخوردهایی که از مشتری‌ها و بازار می‌گیرند هماهنگ سازند.

ریشه‌های مدیریت ناب

روش استارتاپ ناب براساس اصول تولید ناب که نخستین بار توسط تایچی اونو و شیگئو شینگو در شرکت تویوتا توسعه پیدا کردند ایجاد شده است. تولید ناب به دنبال حذف اتلاف در هنگام تولید یک محصول با کیفیت بالا است. در تولید ناب از تکنیک‌های زیر استفاده می‌شود:

استارتاپ ناب این مفاهیم را در استارتاپش به کار می‌گیرد.

چشم‌انداز، استراتژی و تولید

یک استارتاپ مجموعه‌ای از فعالیت‌ها است که شامل ایجاد چشم‌انداز، توسعه‌ی محصول، فروش و بازاریابی، Scale پذیری، توزیع و طراحی سازمانی است. در این روش تصمیمات بسیار مهمی باید گرفته شود از جمله:

چه زمانی باید برای محصول، برنامه‌ریزی و زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کرد.

چه زمانی باید به تنهایی کار کرد و چه زمانی باید شریک داشت.

چه زمانی باید به بازخوردهای مشتری‌ها پاسخ داد و چه زمانی باید آنها را نادیده گرفت.

چه زمانی باید رشد کسب‌وکار را افزایش داد و به اصطلاح اسکیل کرد.

با این میزان فعالیت‌های مختلف یک استارتاپ چگونه می‌تواند به درستی تصمیم‌گیری کند؟ چارچوب زیر به شما کمک می‌کند که این فعالیت‌ها را سازمان‌دهی کنید:

چشم‌انداز، بنیان یک کسب‌وکار، دلیل وجود آن و هدف نهایی فعالیت‌هایی است که انجام می‌شود. چشم انداز به ندرت تغییر می‌کند.

استراتژی چگونگی دست‌یابی به چشم‌انداز است. استراتژی شامل معماری مدل کسب‌وکار، ساختن مسیر تولید محصول و پاسخ دادن به بازار و رقبا است. گاهی وقت‌ها لازم است که استراتژی تغییر کند یا چرخشی در آن صورت بگیرد.

محصول نتیجه‌ی نهایی است که توسط چشم‌انداز و استراتژی تولید می‌شد. محصول به طور مداوم در حال تغییر و تحول است.

در روش استارتاپ ناب با توجه به داده‌ها و بازخوردهای دریافتی محصولات به طور مداوم در حال تغییر هستند.

اگر بارخورد مشتری‌ها همیشه منفی باشد می‌تواند نشانه‌ی این باشد که استراتژی اشتباه است و منجر به تغییر استراتژی شود (درباره‌ی تغییر استراتژی در فصل ۸ چیزهای بیشتری یاد می‌گیرد). نکته‌ی کلیدی این است که به این چرخه‌ی بازخورد شتاب بدهید و تا جایی که امکان دارد با سرعت و کارایی چیزهای تازه یاد بگیرید.

انتظار مقاومت سازمانی

روش استارتاپ ناب معمولا مستلزم تکنیک‌های نامتعارف و عجیب است. هنگامی که شرکت‌ها شروع به استفاده از روش استارتاپ ناب می‌کنند در نگاه اول این تکنیک‌ها به نظر ناکارآمد می‌رسند. برخی از تکنیک‌ها مانند کار کردن در دسته‌های کوچک خلاف روش‌های مرسوم به نظر می‌رسند و کارمندان تمایل دارند به روش‌های قدیمی کارها را انجام دهند تا کارآمدی‌شان را حفظ کنند.

اما لازم است که کسب‌وکار‌ها باروری را به شیوه‌های دیگری اندازه‌گیری کنند. هدف استارتاپ این است که در کوتاه‌ترین زمان ممکن بتواند محصول مورد نیاز مشتری‌ها، که حاضرند برای آن پول پرداخت کنند را مشخص کند. همه‌ی کارهای دیگر اتلاف وقت است.