میکروکتاب
    
    

    

    
    

    

صفر به یک

ناشناخته

فصل اول

چالش آینده

  سوال معکوس

  پیتر تیل در مصاحبه‌های شغلی خود همیشه این سوال را می‌پرسد:

" به نظر شما حقیقت مهمی که تنها عده کمی در مورد آن با شما موافق هستند، چیست؟"

معمولا اکثر مردم پاسخ اشتباه می‌دهند، آنها به حقایقی اشاره می‌کنند که متعارف هستند و همه آن را می‌شناسند، چون بیشتر حقایق به طور گسترده‌ای در بین مردم پخش شده و همه از آنها آگاهی دارند. در حالی که سوال، به دنبال پاسخی متضاد است: چیزی که هم درست باشد و هم نامتعارف. به طور مثال:

"اکثر مردم به x اعتقاد دارند، اما حقیقت مخالف x است."

چرا سوالات معکوس مهم هستند؟ چون آنها دو چیز در مورد آینده را به ما می‌گویند:

یک اینکه آینده با امروز متفاوت خواهد بود و دیگری اینکه آنچه در آینده رخ می‌دهد ریشه در امروز دارد.

  سوالات معکوس، سوالاتی با ارزش هستند، چون به طور همزمان می‌پرسند که امروز مردم دنیا را چگونه می‌بینند و در چه روش مهم و ناملموسی با امروز متفاوت خواهد بود. به عبارت دیگر، دیدگاه معکوس بهترین راه برای دیدن آینده قبل از هر شخص دیگری است.

یشرفت افقی و عمودی

 پیشرفت افقی رفتن از ۱ به n یا کپی کردن چیزی است که قبلا وجود داشته است،  اما پیشرفت عمودی رفتن از 0 به 1 یا انجام کاری است که هیچ کس تا به حال انجام نداده است.  به عنوان مثال، ساخت نمونه ماشین تحریر و تولید انبوه آن، پیشرفت افقی است در حالی که ایده یک ماشین تحریر با یک پردازشگر قوی‌تر یک پیشرفت عمودی است.

 جهانی‌سازی و فناوری

 جهانی ‌شدن یک پیشرفت افقی در مقیاس خیلی بزرگ است. جهانی سازی می‌خواهد فرایندهایی را که در یک بخش از جهان کار می‌کنند را به سایر نقاط جهان گسترش دهد. رشد سریع چین، نمونه‌ای از جهانی شدن است که بر اساس کپی کردن تکنولوژی، زیرساخت‌ها و طرح‌های اقتصادی کشورهای توسعه یافته شکل گرفته است.

 فناوری در واقع پیشرفت عمودی است. کلمه "تکنولوژی" اغلب برای اشاره به فناوری اطلاعات و استارتاپ‌های سیلیکون ولی استفاده می‌شود، اما به طور کلی، فناوری به معنی هرگونه روش جدید و بهتر برای انجام فرایندهاست.

 جهانی‌سازی و تکنولوژی نیروهای جداگانه و مستقل هستند:

 از سال ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴، جهانی شدن و تکنولوژی به سرعت در حال پیشرفت بود.

 از ۱۹۱۴ تا ۱۹۷۱، تکنولوژی به سرعت پیشرفت کرد، اما جهانی شدن سرعت آن را نداشت.

 از سال ۱۹۷۱ تاکنون، پیشرفت، بیشتر ناشی از جهانی شدن بوده است و تنها فناوری‌های کامپیوتری و ارتباطات به طور چشمگیری بهبود یافتند.

 تیل به سوال خودش اینگونه پاسخ می‌دهد که:

  "اکثر مردم تصور می کنند که آینده جهان به وسیله جهانی شدن تعریف می‌شود، اما حقیقت این است که تکنولوژی بیشتر مورد توجه است."

  بدون فناوری، جهانی شدن منجر به فاجعه زیست محیطی خواهد شد؛ چون کشورهای در حال توسعه با استفاده از صنایع، آلایندگی را در مقیاس جهانی افزایش می‌دهند، بدون فناوری، درگیری‌های بین‌المللی میان کشورهایی که برای منابع طبیعی کمیاب مبارزه می‌کنند، افزایش می‌یابد. بدون فناوری، جهانی سازی پایدار نخواهد ماند.

تکنولوژی از استارتاپ‌ها به دست می‌آید

  تکنولوژی معمولا از استارتاپ‌ها به دست می‌آید، استارتاپ‌ها گروه‌های کوچکی از مردم هستند که مأموریتشان تغییر جهان است. حقیقت این است که استارتاپ چیز جدیدی نیست. در گذشته هم استارتاپ‌‌ها بودند و نقش‌ اساسی در تاریخ ایفا ‌کردند. به عنوان نمونه: بنیانگذاران آمریکا (ساکنین سیزده مستعمره آمریکای شمالی که در برابر پادشاهی بریتانیا مبارزه کرده و به ایجاد ایالات متحده آمریکا کمک کردند)، انجمن سلطنتی (قدیمی‌ترین و معتبرترین انجمن علمی در بریتانیا) و گروه هشت خائن (هشت نفری که گروه تحقیقاتی شاکلی، برنده جایزه نوبل فیزیک، را ترک کردند و ترانزیستورهایی نیمه رسانا اختراع کردند و در نهایت دونفر از آنها پایه‌گذاران شرکت اینتل شدند) . در حالی که بوروکراسی سازمان‌های بزرگ، نوآوری را به چالش می‌کشد، این استارتاپ‌ها هستند که دشواری‌های راه نوآوری را به جان می‌خرند و با مشکلات شغلی و مالی دست به گریبان می‌شوند تا سریعتر به نوآوری دست پیدا کنند. بنابراین، اندازه مطلوب استارتاپ، معمولا یک گروه کوچک، متشکل از افرادی است که می‌توانند ایده‌های فعلی را به چالش بکشند، کسب و کار را از ابتدا بررسی کنند و به سرعت آن را بسازند.