میکروکتاب
    
    

    

    
    

    

رهبران آخر از همه غذا می خورند

ناشناخته

فصل اول

کاری کنید که افراد احساس امنیت کنند

 

مهم‌ترین کاری که رهبر باید انجام دهد این است که از افرادش که خطر کرده‌اند و وارد مسیرهای دشوار شده‌اند حمایت کند. محافظت کردن از افرادتان در برابر خطر مهم‌ترین کاری است که باید انجام دهید.

جهان پر از خطر‌های مختلف است. اولین اولویت شما به عنوان یک رهبر باید ایجاد یک حلقه ایمنی برای افرادتان باشد. سپس باید روش‌هایی پیدا کنید که به شکلی فزاینده این حلقه ایمنی را گسترش دهد.

می‌توان با استفاده از هورمون‌هایی که در انسان ترشح می‌شود این چالش را توضیح داد. در بدن همه‌ انسان‌ها چهار ماده‌ شیمیایی وجود دارد که به صورت خودکار ترشح می‌شوند:

اندورفین: هنگام ورزش کردن و فعالیت‌های سخت باعث می‌شود احساس خوبی به ما دست دهد.

دوپامین: هنگامی که کاری را تکمیل می‌کنیم احساس موفقیت در ما ایجاد می‌کند.

سراتونین: هنگامی که دیگران از کارمان تعریف می‌کنند احساس افتخار در ما ایجاد می‌کند.

اکسی‌توسین: احساس دوستی، عشق و اعتماد در ما ایجاد می‌کند.

بدن ما به طور طبیعی اندورفین و دوپامین تولید و انگیزه‌ لازم در ما ایجاد می‌کند تا از جای خود بلند شده و اهداف‌مان را دنبال کنیم. اما اگر این دو مورد تنها هورمون‌هایی باشند که در ما ترشح می‌شوند در این صورت نسبت به اهداف‌مان سرد و بی‌روح خواهیم شد. دو هورمون اجتماعی دیگر، یعنی سراتونین و اکسی‌توسین، توانایی کار کردن در یک تیم و ملحق شدن به سازمانی را که افراد زیادی استعداد‌شان را برای آن صرف می‌کنند به ما می‌دهند. سراتونین ماده‌ شیمیایی اصلی‌ است که به ما انگیزه می‌دهد تا به دنبال تایید افرادی که برایمان مهم هستند و دوستشان داریم برویم. هنگامی که عضوی از یک گروه بزرگ هستیم، اکسی‌توسین انگیزه‌ کافی در ما ایجاد می‌کند تا برای آن گروه کار و ارزش خلق کنیم.

ماده‌ شیمیایی دیگری که باید از وجودش اطلاع داشته باشید کورتیزول است.

کورتیزول ما را از وجود خطری آگاه می‌کند و می‌گوید باید جنگید، فرار کرد یا مخفی شد

کورتیزول زمانی ترشح می‌شود که خطری ما را تهدید کند و احساس کنیم اتفاق بدی قرار است رخ دهد. اگر در سازمانی کار کنید که یک فرهنگ ناسالم در آن حاکم باشد، احتمالا به طور مداوم کورتیزول ترشح و باعث افزایش استرس‌تان می‌شود. در این صورت احساس امنیت نخواهید داشت و نمی‌توانید کارتان را به بهترین شکل ممکن انجام دهید.

هر کدام از مواد شیمیایی که باعث بروز یک حس خوب می‌شوند برای بقای‌ ما در سطح فردی و اجتماعی ضروری هستند. توانایی‌مان برای سخت کار کردن و فعالیت بدنی را مدیون اندورفین هستیم و توانایی‌مان در مشخص کردن اهداف، تمرکز و تکمیل کردن فعالیت‌ها ناشی از قدرت تشویقی دوپامین است. سراتونین مسئول احساس افتخاری است که هنگام موفقیت در ما ایجاد می‌شود. سراتونین به ما اطمینان می‌دهد که در جستجوی افرادی هستیم که از ما پیروی کنند. در نهایت قدرت جادویی اکسی‌توسین به ما کمک می‌کند تا عشق و اطمینان ایجاد کنیم. این ماده کمک می‌کند چنان رابطه‌های مستحکمی ایجاد کنیم که مطمئن باشیم دوستانمان در کنارمان خواهند ایستاد. بدون اکسی‌توسین هرگز نمی‌توانیم در کوتاه مدت پیشرفت کنیم. رشد، به مجموعه افرادی بستگی دارد که به همدیگر اطمینان دارند و از مهارت‌هایشان برای حل مسئله کمک می‌گیرند.

نکته‌ اصلی برای تبدیل شدن به یک رهبر فوق‌العاده این است که محیطی فراهم کنید که در آن هورمون‌های درست و به دلایل درست ترشح شود. اگر بتوانید یک فرهنگ سازمانی ایجاد کنید که با هورمون‌های طبیعی بدن انسان هماهنگ شود، نتیجه‌ نهایی مجموعه‌ای از افراد خواهند بود که به شدت با انگیزه هستند و نیازی نیست از بیرون به آن‌ها انگیزه تزریق شود.

هدف هر رهبری در هر سازمانی برقراری تعادل است. هنگامی که سیستم در تعادل باشد، به نظر می‌رسد که به یک قدرت فوق‌طبیعی دست پیدا کرده است. شجاعت، اشتیاق، دوراندیشی، خلاقیت و همدلی تنها تعداد کمی از توانایی‌هایی است که در چنین سازمانی ایجاد خواهند شد. هنگامی که همه‌ این مهارت‌ها در یک جا جمع شوند، نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، فوق‌العاده است.

برای مثال شرکت تولیدی آمریکایی Barry-Wehmiller را در نظر بگیرید. هنگام سقوط بازار سهام در سال ۲۰۰۸، سفارشات دریافتی این شرکت ۳۰ درصد سقوط کرد. واکنش طبیعی به این اتفاق اخراج تعدادی از کارمندان بود اما مدیرعامل این شرکت، باب چپمن و تیم اجرایی‌اش تصمیم گرفتند کارمندانشان را به خاطر کم شدن درآمد شرکت اخراج نکنند. در عوض شرکت یک برنامه‌ مرخصی اجباری برای همه‌ کارمندان، از مدیر عامل تا کارمندان جدید، در نظر گرفت و از همه خواست برای مدت ۴ هفته به مرخصی اجباری بدون حقوق بروند.

باب چپمن می‌گوید: «بهتر است که همه‌ افراد کمی سختی بکشند تا اینکه برخی از کارمندان رنج بسیار زیادی را متحمل شوند.»

اتفاقی که رخ داد غیرمنتظره بود. کارمندان به جایی اینکه به فکر محافظت از خودشان باشند، با هم کار و به همدیگر کمک می‌کردند. افرادی که می‌توانستند مدت بیشتری به مرخصی بدون حقوق بروند جای خود را به افرادی که نیاز مالی بیشتری داشتند دادند. به محض اینکه اقتصاد جان دوباره‌ای گرفت برنامه‌ مرخصی اجباری به پایان رسید و نتیجه‌ این تجربه افزایش وفاداری افراد به شرکت بود. امروزه شرکت بری-ومیلر تغییر و تحول بسیار کمی را در سطح کارکنانش تجربه می‌کند چرا که افراد در این شرکت احساس امنیت می‌کنند.

واقعیت این است که همه‌ سیستم‌های بدن انسان برای این وجود دارند که ابتدا به بقا و پس از آن به موفقیت‌مان کمک کنند. سازمان‌هایی که کارایی بالایی دارند آن‌هایی هستند که افرادشان احساس امنیت می‌کنند و در نتیجه نیروی کافی برای انجام کارها به بهترین شکل را دارند. هنگامی که رهبران یک محیط کاری ایجاد می‌کنند که از نظر زیست‌شناسی افراد را در بهترین حالت قرار می‌دهد، نتایج فوق‌العاده‌ای به دست می‌آید. این کار به استخدام یک تیم رویایی یا پیدا کردن بااستعداد‌ترین افراد ربطی ندارد، بلکه به ترکیب زیست‌شناسی و مردم‌شناسی مربوط می‌شود. رهبرانی که دانش تجربی خوبی دارند تعادل مناسب را پیدا و کاری می‌کنند که افراد احساس امنیت کنند و کارمندانشان هم با عملکرد عالی به این شرایط، پاسخ مناسب می‌دهند.

منافع شخصی هزینه‌ای است که باید برای رهبری پرداخت شود.