میکروکتاب





originals

ناشناخته

فصل دوم

مخترعان نابینا و سرمایه گذاران یک چشم

گزینش ایده

در سال ۲۰۰۱، دین کامن انقلابی در تکنولوژی به راه انداخت که استیو جابز آن را به اندازه کامپیوتر شخصی مهم می‌دانست. جف بزوس بنیانگذار آمازون می‌گوید «شهرها پیرامون صنعت ساخته می‌شوند». جان دوئر سرمایه‌گذار معروف، پیش بینی کرد که این محصول، از اینترنت مهم‌تر خواهد شد و شرکت سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیرش "کلینر پرکینز کافیلد" و بایرس ۸۰ میلیون دلار در این شرکت سرمایه گذاری کردند. این محصول سگوی ((segway بود، یک اسکوتر برقی دسته‌دار خودمتعادل دوچرخ! اما این کار ناموفق بود.

ساینفیلد یکی از محبوب‌ترین سریال‌های تلویزیونی در تاریخ بود. زمانی که جری ساینفیلد و لری دیوید ایده کلی این برنامه را خلق کردند، مدیران شبکه نه آن را فهمیدند و نه دوست داشتند. در تست آزمایشی، مخاطبان از آن بیزار بودند. اپیزودهای آزمایشی دریافت ضعیفی داشتند و برنامه تقریبا لغو شد. اما یکی از مدیران چیزی را دید که دیگران ندیدند و برای ساختن اپیزودهای بیشتر تلاش کرد. ساینفیلد پشتکار به خرج داد و تبدیل به محبوب‌ترین برنامه کمدی در آمریکا شد و درآمدی ۱ میلیاردی بدست آورد.

چالش خلاق بودن، تنها تولید ایده نیست و در گزینش ایده احتمال وقوع دو نوع خطا وجود دارد:

مثبت‌های کاذب: اعتقاد به اینکه ایده‌ای می‌تواند موفق شود و اشتباه باشد. به طور مثال سگوی یک مثبت کاذب بود.

منفی های کاذب: رد کردن ایده‌ای که معلوم شود درست بوده است. ساینفیلد یک منفی کاذب بود.

مواد زیر می‌تواند کمک کند تحت تاثیر مثبت‌های کاذب قرار نگیریم:

مراقب اعتماد به نفس زیاد از حد باشید

بدانید کی بینش‌ها کار می‌کند و کی نه

به دنبال نوع درست اشتیاق بروید

به دنبال تولید انبوه کمی باشید

موارد زیر می‌تواند کمک کند تحت تاثیر منفی‌های کاذب قرار نگیرید:

دنبال بازخورد از همتایان خود باشید

برای رسیدن به فکر خلاقانه طوفان فکری راه‌اندازید

از تجارب مختلف استفاده کنید

۱.مراقب اعتماد به نفس زیاده از حد باشید

اعتماد به نفس زیادی یک انحراف روان شناختی شناخته شده است که در تمام حوزه‌های زندگی یافت می‌شود. مطالعات در حوزه‌های مختلف نشان داده است که اکثریت افراد مهارت‌ها و شانس موفقیت خود را بالاتر از حد متوسط می‌بینند. در یک مطالعه، از۳۰۰۰ نفر صاحبان صنایع کوچک خواسته شد تا به شانس موفقیت خود از یک تا ده نمره بدهند. به طور متوسط، آنها شانس موفقیت کسب‌و‌کار خود را ۸،۱ نمره دادند اما به کسب‌و‌کارهای مشابه نمره ۵،۹ دادند.

مبتکران، کارآفرینان و خلاقان به شدت مستعد پیدا کردن اعتماد به نفس زیادی هستند، به سه دلیل:

هیجان ایجاد یک چیز جدید اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد.

افراد خلاق به واسطه سلیقه و ترجیحات شخصی دچار سوگیری می‌شوند و مخاطبان و مشتریان خود را نادیده می‌گیرند.

افراد خلاق مستعد دچار شدن به سوگیری تاییدی هستند یعنی توجه خود را بر نکات مثبت می‌گذارند و بازخوردهای منفی را نادیده می‌گیرند یا حداقل کوچک می‌شمارند.

اعتماد به نفس زیادی می‌تواند یک نیروی مثبت باشد که به مبتکران قدرت شروع یک کار جدید را بدهد. همزمان، این پتانسیل را دارد که خلاقیت را در مسیر اشتباه قرار دهد.

۲.بدانید کی بینش کار می‌کند و کی نه

زمانی که استیو جابز برای اولین بار از سگوی استفاده کرد شهودی قوی داشت و معتقد بود این ماشین دنیا را تغییر خواهد داد. جابز برای بینش خود که در طول زندگی‌اش به او خدمت کرده بود شهرت داشت. چرا او را در مورد سگوی اشتباه کرد؟

دو نکته مهم در مورد بینش وجود دارد:

بینش نیازمند تخصص در آن حوزه است

بینش در محیط‌های غیرقابل پیش‌بینی شکست می‌خورد

بینش نیازمند تخصص در آن حوزه است

یکی از مشکلاتی که سرمایه گذاران اولیه سگوی با آن مواجه شدند این بود که در حمل‌و‌نقل تخصص نداشتند. جابز در حوزه نرم‌افزار و سخت‌افزار ، بزوس در خرده‌فروشی‌های اینترنتی و دوئر در شرکت‌های نرم‌افزاری متخصص بودند. تحقیق اریک دین استاد دانشگاه رایس نشان داد که بینش تنها زمانی دقیق است که همراه با تجربه‌های بسیار در آن حوزه خاص باشد.

اگر در آن حوزه تخصص ندارید چه باید بکنید؟ دنیل کانیمان در کتاب «تفکر سریع و آهسته» توضیح می‌دهد که بینش از طریق یک فرآیند احساسی خودکار و سریع اتفاق می‌افتد.

در واقع راه‌حل این است که از تحلیل سنجیده‌تر و آهسته‌تر برای قضاوت استفاده کنید.

برای مثال، رندی کومیسار، کارآفرینی که به سرمایه‌گذار تبدیل شد یکی از اولین شک‌کنندگان در سگوی بود. مانند بقیه، این وسیله نقلیه شخصی او را شگفت زده کرد. اما به عنوان یک غیر متخصص در زمینه حمل و نقل، احساسات عاطفی خود را کنار گذاشت و تحلیل گرایانه در مورد این محصول فکر کرد. او به این نتایج دست یافت:

بعید بود که سگوی جایگزین ماشین شود و بیشتر احتمال داشت که جایگزین راه رفتن شود. با اینکه این تکنولوژی تحسین برانگیز بود اما قابلیت استفاده محدودی داشت. قیمت ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰ دلاری آن نیز، خارج از توان بیشتر مشتریان بود. قانع کردن افراد معمولی برای استفاده از سگوی نیازمند تغییر عظیمی در رفتار آنهاست. با بررسی بازارهای بالقوه دیگر مانند زمین‌های گلف برای سگوی، برای او مبرهن نبود که نیاز به این دستگاه وجود دارد. زمین‌های گلف خودشان دارای دوچرخه‌های الکتریکی بودند. چه دلیلی باعث می‌شد بخواهند آن را تغییر دهند؟

زمانی که شما در یک حوزه مشخص تخصص ندارید، بسیار مهم است که در برابر وسوسه قضاوت‌های شهودی مقاومت کنید و در عوض تحلیل‌گرایانه فکر کنید.

بینش در محیط‌های غیرقابل پیش‌بینی شکست می‌خورد

تحقیق دنیل کانمان روانشناس و کارشناس تصمیم‌گیری گری کلین، نشان داده است که استفاده از بینش تنها در محیط‌های قابل پیش‌بینی موفق است. برای مثال، بینش یا شهود دکترها در مورد بیماران یا آتش‌نشان‌ها در مورد ساختمان‌هایی که دچار حریق شده‌اند دقیق و ارزشمند است. اما در حوزه‌های ذاتا غیرقابل پیش بینی مانند بازار سهام یا پیش‌بینی‌های سیاسی، بینش بی‌ارزش است. قبل از اینکه به بصیرت خود اعتماد کنید باید از خود بپرسید که آیا در یک حوزه قابل پیش‌بینی کار می‌کنید یا خیر.

۳.به دنبال نوع درست اشتیاق بروید

دین کامن با شور زیادی اعتقاد خود مبنی بر اینکه سگوی حمل و نقل را تغییر خواهد داد تبلیغ می‌کرد. او اظهار داشت که سگوی به مردم کمک می‌کند تا به طور ایمن در شهرهای پرجمعیت حرکت کنند و محیط زیست را از آلودگی نجات دهند. کاریزمای قدرتمند کامن کمک کرد تا سرمایه‌گذارانی برای این شرکت پیدا کند. آیلین لی، دستیار او در کلینر پرکینز در آن زمان بیان می‌کند که «او شخصیت بسیار قدرتمندی دارد. تجربه و تخصص فنی و شور فوق‌العاده او نسبت به این مساله، وی را مسحور کرده بود».

شور و کاریزما، سرمایه‌گذاران را تحت تاثیر قرار داد، به ویژه آنهایی را که بر بینش خود تکیه داشتند. مطالعه‌ی پروفسور شریل میتنس در دانشگاه نورث ایسترن نشان داد که سرمایه گذارانی که بیشتر بر بینش خود تکیه دارند تا تحلیل، بیشتر احتمال دارد تحت تاثیر کارآفرینان پرشور قرار گیرند و به آنها کمک مالی کنند.

مشکل این است سرمایه‌گذاران تحت تاثیر شور و اشتیاق، مهارت در زمینه پرزنت زبردستانه و داشتن یک شخصیت برونگرا قرار می‌گیرند که هیچ کدام از اینها تاثیری در موفقیت کارآفرینان ندارد. درونگراها و کسانی که توانایی ارائه قوی ندارند می‌توانند به همان اندازه درباره کار خود پرشور باشند، فقط نمی‌توانند حس خود را به خوبی عرضه کنند.

آسان است که در مورد یک ایده پرشور باشیم، اما مهم توانایی تبدیل آنها به واقعیت است. این بدین معناست که نه تنها ساخت محصول بلکه توانایی فروش آن به مشتری نیز مهم است و کارآفرین علاوه بر تلاش شبانه‌روزی خود باید تیمی فعال مثل خودش بتواند جمع کند.

۴.به دنبال تولید انبوه کمی باشید

یافتن ایده‌های موفق چالش برانگیز است. بهترین و شاید تنها راه حل امتحان کردن مقدار زیادی از ایده‌ها و دیدن این است که کدام یک اثرگذار هستند. دین سیمونتون روانشناس، متخصص در بهره‌وری خلاقانه دریافت که مبتکران موفق از نظر توانایی از همتایان خود بهتر نیستند؛ خیلی ساده آنها بیشتر کار می‌کنند، که شانس آنها را برای خلقی نوآورانه بالا می‌برد. بسیاری از تاریخ آفرینان فقط تولید کنندگان انبوه بوده‌اند:

موتزارت بیش از ۶۰۰ قطعه، بتهوون بیش از ۶۵۰ قطعه و باخ بیش از۱۰۰۰ قطعه ساخته‌اند. اکثر این قطعات فوق العاده نیستند و گمنام مانده‌اند اما حجم انبوه کمک کرده است آنقدری شاهکار تولید شود که هرکدام از این آهنگسازان را به اسطوره تبدیل کند. پیکاسو بیش از ۱۸۰۰ نقاشی، ۱۲۰۰ مجسمه، ۲۸۰۰ظرف سفالی و ۱۲۰۰ تابلو دارد؛ تنها تعداد کمی از آنها شاهکار محسوب می‌شوند.

مقالات اینشتین در رابطه با نسبیت عام و خاص، فیزیک را تغییر داد، اما بیشتر ۲۴۸ مقاله او اثر کمی داشتند.

سیمونتون متوجه شد که مبتکران بیشتر خلاقیت‌های نوآورانه خود را با تولید کمیت بیشتر به وجود آورده‌اند. تولید انبوه قابل پیش‌بینی‌ترین مسیر برای کار نوآورانه است زیرا نه تنها تمرین و مهارت را افزایش می‌دهد بلکه منجر به تجربه ایده‌های جدید می‌شود. تولید تعداد کمی ایده و به کمال رساندن آنها ممکن است به چند کار خوب منجر شود ولی نمی‌ترکاند!

۵.از همتایان خود بازخورد بگیرید

داستان در مورد منفی‌های کاذب در صنعت سرگرمی فراوان است. نمایش‌های تلویزیونی مانند ساینفیلد، فیلم‌هایی مانند جنگ ستارگان و ای تی و کتاب‌هایی مانند هری پاتر آنقدر غیر متعارف بودند که مدیران در وهله‌ی اول آنها را رد کردند. در تجارت، زیراکس تقریبا پرینتر لیزری را نابود کرد و آن را تبدیل به یک چیز به شدت گران و غیرکاربردی کرد. منفی‌های کاذب به دو دلیل در زمینه ایده‌های خلاقانه اتفاق می‌افتند:

خطرگریزی: مردم از اشتباه کردن می‌ترسند. برای آنها آسانتر است که به دنبال دلایلی بگردند که نشان می‌دهد یک ایده شکست می‌خورد تا اینکه ریسکی را بپذیرند که می‌تواند به موفقیت برسد، به ویژه اگر ایده عجیب یا ناآشنا باشد.

مقایسه گذشته: زمانی که یک ایده را ارزیابی می‌کنید، طبیعی است که تلاش کنید آن را با موفقیت‌های گذشته مقایسه کنید. مشکل این است که ایده‌های خلاقانه تجربه موفقیت در گذشته را نداشته‌اند!

برای مقابله با منفی‌های کاذب، ممکن است به نظر رسد که پرسیدن مستقیم از مشتریان و مخاطبان و آنچه آنها دوست دارند در گروه‌های متمرکز، ایده خوبی باشد. با این حال، گروه‌های متمرکز اشتباهات مشابه ریسک‌گریزی و مقایسه گذشته را دارند. در گروه‌های متمرکز، از شرکت‌کنندگان درخواست می‌شود ایده را ارزیابی کنند تا اینکه به سادگی آن را تجربه یا از آن لذت ببرند، اینکار آنها را در جایگاه یک مدیر و با همان ذهن ارزیاب قرار می‌دهد.

با این حال، گروهی وجود دارد که در شناسایی بهترین ایده سرآمد هستند: همتایان خلاق. در مطالعه‌ی جوستین برگ استاد دانشگاه استنفورد، هنرمندان و مدیران سیرک ویدیوی اجراهای Cirque de Soleil و سایر گروه‌ها را رتبه‌بندی کردند و آن را با رتبه‌بندی عامه مردم مقایسه کردند.

هنرمندان سیرک زمانی که اجرای خود را ارزیابی می‌کردند، بیش از ارزش واقعی آن به آن نمره دادند (یک مثال برای سوگیری براساس اعتماد به نفس زیادی).

مدیران سیرک در پیش بینی‌های خود بی‌طرف‌تر و دقیق‌تر بودند اما هنوز خیلی خوب نبودند، به ویژه نسبت به ژست‌های جدید (مثالی از ریسک پذیری و دیدگاه ارزش گذارانه).

با این حال، همتایان هنرمندان سیرک در رتبه دادن حدودا دوبرابر دقیق‌تر از مدیران بودند و به مراتب کمتر اجراهای بزرگ نوآورانه را رد کردند.

۶.بارش فکری ایده‌ها برای بدست آوردن ساختار فکری خلاق

اگر شما یک همتای خلاق نیستید، راهی برای کاهش اثرات دیدگاه ارزش گذارانه وجود دارد: بارش فکری خلاق.

در یک سری از آزمایش‌ها، برگ از شرکت‌کنندگان خواست موفقیت محصولات نوآورانه را پیش‌بینی کنند. برخی از محصولات به گونه‌ای طراحی شده بودند که نو و کارآمد باشند و برخی از آنها نو و غیر کارآمد.

از نخستین مشارکت کنندگان درخواست شد تا مانند مدیران فکر کنند و در شش دقیقه لیستی از معیارها برای ارزیابی محصولات جدید بسازند، اینکار آنها را در یک ذهنیت ارزش گذارانه قرار می‌داد. از دومین گروه مشارکت کنندگان درخواست شد تا در شش دقیقه ایده‌های خلاقانه تولید کنند. این تمرین آنها را در یک ذهنیت خلاقانه قرار می‌داد.

گروه با ذهنیت ارزش گذارانه، در ۵۱٪ موارد ایده‌های نو و کارآمد را انتخاب کردند ولی گروه با ذهنیت خلاق در ۷۷٪ موارد ایده‌ی صحیح را انتخاب کردند. زمانی که ایده‌های جدید را ارزیابی می‌کنید، اول برای شش دقیقه بارش فکری ایده‌ها را امتحان کنید تا خود را در وضعیت ذهنیت خلاق قرار دهید.

۷.از تجربه‌های متفاوت بیاموزید

«اگر در حال ایجاد ارتباطات نوآورانه هستید، نباید همان سبد تجربه‌ای را داشته باشید که دیگران داشته‌اند»- استیو جابز.

ریک لودوین شاید دقیقا به دلیل اینکه در زمینه کمدی موقعیت کار نکرده بود توانست یکی از بزرگترین کمدی‌های موقعیت تاریخ را نشانه بگیرد. لودوین در بخش‌های گوناگون و ویژه کار کرده بود، این بدین معناست که او با قوانین و عرف کمدی‌های موقعیت محدود نشده بود. لودوین یادآور می‌شود که «لری (دیوید) و جری هرگز یک کمدی موقعیت ننوشته بودند و بخش من هرگز هیچ کمدی موقعیتی تولید نکرده بود. ما جفت مناسبی بودیم زیرا نمی‌دانستیم چه قواعدی را نباید زیر پا بگذاریم.

تحقیقات پروفسور اریک دین در حوزه‌های گوناگون نشان می‌دهد که تخصص زیادی در یک حوزه می‌تواند خلاقیت را از بین ببرد. در عوض، مقدار متوسطی از تجربه، ایده‌های خلاقانه بیشتری به ارمغان می‌آورد. شما به تجربه‌ی کافی نیاز دارید تا در یک کار وارد باشید اما نه خیلی زیاد که درِ ایده‌های غیر متعارف در شما بسته شود.

این دقیقا همان چیزی است که لودوین داشت. او در زمینه کمدی تجربه داشت، برای باب هوپ جوک نوشته بود و برای انواع نمایش‌های روزانه کمدی آیتمی تولید کرده بود. با این حال، او یک متخصص کمدی موقعیت نبود، بنابراین با تجربه‌ی ایده‌ها، جوک‌ها و خط داستان‌های غیرعادی‌ای که افراد متخصص در کمدی موقعیت هرگز آنها را لحاظ نمی‌کردند راحت بود. ریک لودوین، جری ساینفیلد و لری دیوید با یک تخصص نیم بند در کمدی، مهارت و تجربیات منحصر به فردی در خلق یک چیز مبتکرانه داشتند.

اشتباه کردن

«خلاقیت به شما اجازه می‌دهد مرتکب اشتباه شوید. هنر این است که بدانید کدامیک را نگه دارید»- اسکات آدامز، خالق دیلبرت.

خلاقیت نیازمند تمایل به اشتباه کردن است. شکست سگوی نباید مانند یک برچسب منفی بر روی کامن دیده شود. او همچنان سابقه‌ی قابل توجه و موفقیت آمیزی از اختراعات را دارد و همچنان بر روی موضوعات دیگر مانند بازوی پروتزی با استفاده از رباتیک پیشرفته و تصفیه کننده آب برای کشورهای در حال توسعه کار می‌کند که بدون نیاز به فیلتر می‌تواند آب را از هر منبعی تقطیر کند و می‌تواند از کود گاوها برای سوخت استفاده کند.

برای اینکه یک خلاق موفق باشید بهترین راه پیش رو این است که تولید انبوده کنید و تمایل به اشتباه کردن داشته باشید. نوآوری فقط لازم است تا یکبار برای همیشه اتفاق افتد تا ارزش تلاش داشته باشد. از اینشتین تقریبا فقط به دلیل تئوری نسبیتش یاد می‌شود، نه برای هزاران ایده کوچکتر و مطالب منتشر شده که تاثیر کمی داشتند.